خرید بک لینک
میگویند...روضه ی حضرت عباس(ع) که میخوانید...آهسته بخوانید...با احتیاط بخوانید...روضه را خیلی بازشنکنید... میگویند... صاحب عزا خودشان فرمودهاند...من جایی که اسم عمو و عمه ام برده شود..به آن جا نظر دارم... برای همین میگویند...روضه را خیلی شرحش ندهید... روضه ی عباس کمر را خم کرده است...الان انکسر ظهری... مراقب قلبش باشید...خودشان در ناحیه ی مقدسه فرمودهاند...سلام من قلبه بمصابک مقروح... بمیر

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

از شب اول تا دهم... سوختیم.... برای همین یک شب...و امشب... امشب...که باید همه چیز را مینوشتیم...دیگر توانی نمانده که بنویسیم...دیگر جانی نمانده... فقط اینکه علامه امینی میفرمایند...عاشورا برای سلامتی اقا صدقه کنار بگذارید... یاثارالله... برچسب: امیری حسین و نعم الامیر... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoSt

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

بعضیها هم هستند که فکر میکنند محرم ده شب اول است و تمام... اما بهنظرم اصل محرم از عاشورا تازه شروع میشود...تا قبلش که اتفاقی نیفتاده است، همه دلهره ی اتفاق های عاشورا را دارند...اما..تازه از شب دهم به بعد است...که همه چیز شروع میشود و بانویی که موهایش سفید میشود...تازه منزلها...خرابهها...مجلسها...بازماندگان مصبیت...... یازینب... برچسب: امیری حسین نعم الامیر...

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

همه عالم فدای یک تار مویت حسین جان! برگرد! این سر و پیشانی بستن میخواهد، این کلاه و عمامه عوض کردن و ... این چشم خون گرفته بوسیدن. تا دشمن به خود مشغول است بیا تا خواهرت این زخم را با پاره جگر مرهم بگذارد. بیا که خون گونهات را به اشک چشم بروبد، بیا که جانش را سر دست بگیرد و دور سرت بگرداند. تا دشمن، کشتههای شمشیر تو را از میانه میدان جمع کند، مجالی است تا خواهرت یک بار دیگر، خدا را در آینه چش

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

چه زود پانزده روز تمام شد... نصفش تمام شد...ماهی که کل سال برای رسیدنش لحظه شماری میکنیم حالا نصفهش به پایان رسیده است... داشتم با خودم فکر میکردم...خوشبه حال ان هایی که در این پانزده روز خوب توانستند با امام غریبشان مساوات کنند و خوب برای ارباب عزاداری کنند... اصلا الان که فکرش را میکنم، میبینم خوش به حال تمام کارهایی که تهش به نوکری ارباب ختم میشود.. از دست مال جمع کن ها گرفته...تا چا

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 2:04

شایسته ترین شایسته ی دنیا...رفیق روزهای قشنگ من...چه قدر خوشحالم که تو ام مثل من از رشته ای که دوستش نداشتی و ادامه دادنش برات لذت بخش نبود رهایی پیدا کردی...

ورودتو به دنیای فلسفهخون ها خوشآمد میگم گلدخترِماهدختر...

( :


برچسب: شایسته, نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

درسته که وقتی که مشهده،هیچ کاری نمیتونم انجام بدم، نمیتونم برنامه ریزی داشته باشم برا وقتام، نمیتونم اگرهم برنامه بریزم هفتاد درصد برناممو اجرا کنم، نمی تونم درست و به اندازه ی کافی کتاب بخونم و دائم الحال اتاقم میدون جنگه، وخیلی کار های دیگه...ولی وقتی هست، وجودش میارزه به تمام اینا، همین که تو خونه ما ها رو وادار می کنه به جنبوجوش میارزه به تمام اینا... از شیرین کاری های دیگش اینه که هر

برچسب: پاندا, نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

فرموده... لا یکلف الله نفسا الا وسعها...یعنی تا جایی که توان در بدنت داری...باید خودت را برای حسین علیه السلام وقف کنی...یعنی تا آخرین نفست باید بگویی حسین... یعنی اگر می توانی خانه ات را وقف هیئت کنی... چرا که محفلی که ذکر حسین در آن آورده شود..میشود قبه الحسین... میشود نور...اهل خانه نور میشوند...اگر نمی توانی،سر در خانه ات یک پرچم مشکی بزن ....نمی توانی نذری برایش پخش کن...اگر نه، هزینهات

برچسب: وسعها, نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" ... میگفت:از شب دوم دائم باید این دعا را بخوانی...دعای سلامتی...توی اتوبوسی باید بخوانی،...وسط روضه ای...هر جا هستی، فقط بخوان...حتی شده

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

این روز ها همهجیز، همهجا، همهکس شده اند روضه ی مجسم...از ... حتی همین دخترکانی که دامن های چین دار مشکی پوشیدهاند و زیرش جوراب شلوار مشکی پوشیدهاند...و دور هم نشسته اند و عروسک بازی میکنند یا هم تویمحوطه دنبال هم میدوند... این روز ها دلت می خواهد... هیچ چیزینبینی...آب نبینی...شش ماهه نبینی...دست نبینی...سه ساله نبینی...سه ساله نیبنی... این روز ها هی هرچه میرود جلوتر، تحملش هم سخت تر م

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

اصلش این است که باید حر میبود، اگر حر نمیبود همهیمان یک جای کارش ناامید میشدیم، یک جایش دیگر ادامه نمیدادیم، یک جایش احساس میکردیم دیگر از چشم افتادهایم..یک جایش دیگر احساس نمیکردیم یکی بعد تمام بدی هایی که در حقش کردهایم، باز دوستمان داشته باشد.. یکی که مثل هیج کس نیست... باید حر میبود تا هی به ما یاد اوری کند...هر چه هم که باشیم...باز آغوش ارباب همیشه باز است... ... این شب ها، ه

برچسب: چهارم, نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

وقتی رفته بودم سراغ کتابهای قدیمیترم، ... کشیدمش بیرون ...مقتل مفید...به روایت شیخ مفید...دوم دبیرستان که بودم، زمانی که با مدرسه رفته بودیم اردوی راهیان نور گرفته بودمش...ورق زدم... قاسمش را اوردم...بعد ترش به این فکر کردم قبل تر ها چهقدر دل گنده بودم...که مقتل شیخ مفید میخواندم...الان... یک صفحهاش به اندازه ی صد صفحه خواندنش، برایم سخت است...میگذارمش کنار...بمیرم برایت حسین... ک

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

کی فکرش را میکرد این کوچولوهای دوست داشتنی مایه ی دق میشوند..کی فکرش را میکرد گریه یشان ادم را تا این حد بیرمق کند.... میگویند بعضی شب ها احتیاج به ذکر مصیبت و روضهخوانی نیست... بعضی شبها لازم نیست واقعه را ریز به ریز بیان کرد.. همین که یک کلمه بگویی خودش روضهست..خودش مقتل است...خودش لهوف است...مکشوفاست...پرده خوانیست... همین یک کلمه ... علی اصغر برچسب: امیری حسین و نعم الامیر

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

《 یا ابن شبیب إن کنت باکیًا لشیءٍ فابکِ للحسین بن علی بن أبی طالب علیهما السلام ، فانه ذبح کما یذبح الکبش ، وقتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلاً ، ما لََهَم فی الأرض شبیهون ، ولقد بکت السماوات السبع والأرضون لقتله ، ولقد نزل إلى الأرض من الملائکة أربعة آلاف لنصره ، فوجدوه قد قتل ، فهم عند قبره شُعْثٌ غُبْرٌ إلى أن یقوم القائم ، فیکونون من أنصاره ، وشعارهم “یا لثارات الحسین” ....》 رفته بودم حرم

برچسب: نویسنده: آرین رضاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 15:09

صفحه بندی